ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺷﺪﻥ ﻓﺼﻞ ﺮﻣﺎ، ﺧَِّﺮﻦ برای ﺟﻤﻊﺁﻭﺭ ﻮﻝ و به نیت خرید ﻮﻟﺮ، صندوقی رو آوردن تو مسجد محل و جلوی نمازگزارا میگردوندن
ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺍﻨﻪ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﻣﻦ ﻗﺮﺍﺭ گرفت، ﺪﻭﻧﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ☺️
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺸﺖ ﺳﺮﻢ ﺯﺩ ﺭﻭ ﺘﻔﻢ ﻭ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻮﻝ ﺑﻬﻢ ﺩﺍﺩ تا ﺑﻨﺪﺍﺯﻡ ﺗﻮ ﺻﻨﺪﻭق!
ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍﺷﻮﻥ ﺮﺩﻡ؛
8 تا تراﻭﻝ 50 ﺗﻮﻣﻨ،
50 ﺗﺎ ﺩﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨ،
20-30ﺗﺎ 5 ﺗﻮﻣﻨ...
با خودم گفتم طرف از اون مایه دارهای خیره که نخواست آبروی من بره و خودش هم ریا نکنه، ﺧﻼﺻﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻨﻪ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ، ﺑﺮﺸﺘﻢ ﻭ ﺑﻬﺶ ﻔﺘﻢ ﺣﺎﺟ ﻗﺒﻮﻝ ﺑﺎﺷﻪ
ﺣﺎﺟ ﺑﻬﻢ ﻔﺖ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ هم ﻗﺒﻮﻝ ﺑﺎﺷﻪ!
شما چقدر بزرگوارین و حتی برای کار خیر هم اینقدر سخاومتمندی! اجرکم عندالله... احسنت
گفتم چطور؟
گفت ﻭﻗﺘ ﻫﺰﺍﺭﺗﻮﻣﻨ ﺭﻭ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ، ﺍﺯ ﺟﺒﺖ این همه پول افتاد رو زمین و وقتی پولاتو بهت دادم همه را خالصانه انداختی تو صندوق خیرات! التماس دعا حاجی! برا من هم دعا کن✋️
برچسب:
نویسنده: بنیامین شجاعی